
1. توجه داشته باشید که قرار است این چادر برای چند نفر استفاده شود و معمولا سعی کنید حداقل به اندازه یک نفر چادر را بزرگتر تهیه کنید زیرا چادری که اصطلاحا چهار نفره است فقط به اندازه ای فضا دارد که چهار نفر مماس به هم بتوانند بخوابند و چنین فضایی معمولا برای یک مسافرت خانوادگی که وسائل زیادی هم به همراه دارید و همچنین می خواهید راحت تر استراحت کنید، فضای مطلوبی نیست.
2. سعی کنید مدلی را تهیه کنید که دارای ارتفاع بیشتری باشد زیرا اکثر چادر ها به علت ارتفاع کمی که دارند باعث سختی رفت و آمد و کارهای همچون تعویض لباس و غیره می شوند و در یک مسافرت خانوادگی این نکته هم باعث آزار افراد خواهد بود.
3. ترجیحا از چادر های دو پوش که دارای یک لایه اضافی برای جلوگیری از نفوذ باران هستند استفاده کنید زیرا هرقدر هم که پارچه چادری ضد آب باشد باز هم در هنگام بارش باران در صورتی که تماسی از داخل با پارچه چادر ایجاد شود باعث نفوذ آب به داخل می شود، ولی در چادر های دو پوش به علت ایجاد فضایی بین لایه درونی و لایه بیرونی، این مشکل برطرف می شود.
4. در صورتی که قصد خرید یکی از مارک های معروف چادر های مسافرتی را ندارید، حتما تمام درزها و دوخت ها را از نظر عدم وجود اشکال در دوخت کنترل کنید و همچنین تمام زیپ ها و چسب های چادر را تست کنید.
آشنایی با انواع چادر مسافرتی
انتخاب نامناسب چادر سفر می تواند طبیعت گردی شما را با دردسرهای مختلفی همراه کند که حداقل آن برگشتن از سفر و یا مراجعه به یک مسافرخانه ارزان قیمت و بی کیفیت با کوله باری از خاطرات بد است! اما در عوض اگر کمی وقت صرف مطالعه انواع، کیفیت و قابلیتهای مختلف چادر کنید می توانید در شرایط حساس و در یک شب بارانی و سرد از این که چنین چادر مقاوم و مطلوبی دارید به خود ببالید!
با خواندن این مطلب خواهید آموخت که بهترین نوع چادر که به بهترین نحو احتیاجات شما را برآورده مینماید کدام است.
از نظر شکل ظاهری چادرهای مسافرتی در چند نوع هستند:
بقیه را در ادامه مطلب بخوانبد
برچسبها: سفر, گردشگری, چادرهای مسافرتی, تجهیزات سفر
ادامه مطلب...
در حال حاضر چند نوع وسیله گرم کن تو بازار داریم
1- چراغ گازی؛
این وسیله تقریبا بیشترین تنوع و بیشترین مصرف کننده را در بازار داره. دلیلش هم استفاده راحت، قیمت ارزان و شعله مناسب هست. نوع قدیمی این گازها قابل شارژ بود. مثل پیک نیکی های خونگی. یه جا می بردی پر می کردی. هنوز هم پیدا میشه. اما به دلیل اینکه دیگه جایی برا شارژ اینا پیدا نمیشه از رونق افتاده. نوع رایج این اجاق ها مخزن های کوچیکی دارن که قابل تعویض هستن. می تونی با قیمت ارزون بگیری و عوض کنی. سوخت داخل این کپسول ها LNG یا هون گاز مصرفی کپسول ها است که ترکیبی از پروپان و بوتانه
نقاط ضعف:
1- کپسول این گازها هرجایی پیدا نمیشه. مخصوصا در سفرهای دور از شهر باید همراه داشته باشی
2- مصرفشون تقریبا زیاده. یعنی برا یه سفر مثلا 3-4 روزه باید لااقل 3-4 تا کپسول ببری که جحم زیادی از کوله را می گیره
3- در شرایط باد روشن کردن و استفاده از اونا تقریبا غیر ممکنه. یعنی با یک باد مختصر خاموش میشن
4- حرارت زیادی تولید نمیکن. یعنی برا جوشوندن یک کتری کوچک زمان زیادی می خوان
5- طبیعتا به دلیل اینکه چند تا کپسول گاز داخل چادر و کیسه خواب داری احتمال خطر هرچند اندک وجود داره. کپسول ها در معرض حرارت تبدیل به یک بمب می تونن بشن
2- چراغ های الکل جامد
این وسیله هم تقریبا زیاده و انواع مختلفی داره. هم قرص های کوچک تو بازار هست و هم قرص های بزرگ. حسن این وسیله در راحتی استفاده از اونا و قیمت پایینشون است
نقاط ضعف:
1- گاز حاصل از این قرص ها سمیه. داخل چادر و فضای بسته نباید استفاده بشه.
2- حرارت و شعله کمی تولید می کنن
3- در باد سریع خاموش میشن
در کل این قرص ها اصلا پیشنهاد نمیشه
3- چراغ های نفتی و الکلی
الان این وسیله ها خیلی کم پیدا میشه. مخصوصا از نوع نفتی. دلیلش هم کم بودن نفته. اما وسیله های خوبی هستن. حرارت خوبی تولید میکنن و خیلی هم کم مصرفن. احتمالا پریموس های قدیمی را یادتون هست. هم به عنوان چراغ توری برای تولید نور استفاده می شد و هم برای پخت و پز. الان هم هنوز یه نوعش برای قیر و گونی کردن استفاده میشه. البته فکر میکنم از گازوئیل استفاده می کنن برای روشن کردن اوون
نقاط ضعف:
1- پیدا کردن نفت کار آسونی نیست
2- روشن کردنشون کمی سخته
4- چراغ های بنزینی:
این چراغ ها به سرعت داره تو بازار جا پیدا میکنه. سوخت اونا بنزین معمولیه. بسیار کم مصرف هستن. حرارت خیلی زیادی تولید می کنن و اصلا کاری به باد و طوفان ندارن. تقریبا تا زمانی که شیرش بسته نشه روشن می مونه. حتی در شرایط بارندگی.
اما این اجاق ها هم خودشون دو نوع رایج دارن. یکی تلمبه ای هست. قیافش هم شبیه قمقمه های جدیده آبه که انتهاش یک لوله فلزی قرار داره که به یک شعله پخش کن متصل شده. برا روشن کردنش باید تلمبه بزنی.
نقاط ضعف این نوع:
1- کمی بزرگ هستن.
2- با دلیل اینکه باید تلمبه بزنی و فشار داخل مخزن بالا میره، اگر هرجایی از مسیر خوب چفت نشده باشه نشتی خطرناک بنزین اتفاق می افته (این اتفاق را بنده دیدم)
3- کلا به خاطر این دم و دستگاه داره کار کردن باهاش سخته
4- قیمتش بسیار بالاست. تا جایی که یادم هست بیشتر از 100 چوق
یه نوع دیگه چراغ بنزینی هست شبیه همین عکس بالا. با قطر حدود 10 سانت و ارتفاع حدود 15 سانت. این نوع هم بی نظیره. حدود 200 سی سی بنزین می خوره و با همین مقدار حدود 1 ساعت با حداکثر شعله و حدود 1 ساعت و نیم با شعله متوسط کار می کنه. بسیار پر قدرته. با باد خاموش نمیشه. یک کتری کوچک را کمتر از 5 دقیقه می تونه بجوشونه. هیچ قطعه ای متحرک و خراب شونده ای نداره. البته غیر از فتیله. خیلی جمع و جوره. قیمتش هم زمانی که تو بازار بود مناسب بود. حدود 40 تومن
نقاط ضعف:
1- روشن کردنش سخته. مخصوصا در شرایطی که هوا سرد باشه
2- اولش تا گرم بشه حرارت کم به همراه کمی دود داره
نتیجه گیری:
اگر برنامه های یک روزه هستید بهترین گزینه اجاق گازی است. قیمتش مناسبه و کار شما را هم به خوبی را میندازه
اگر برنامه های چند روزه و سنگین می رید بهترین گزینه اجاق بنزینی است. از نظر من نوع دوم. البته اگر بتونید پیدا کنید. هرجایی بنزین میشه پیدا کرد. حتی در دور افتاده ترین روستاهای ایرانمنبع: آنوبانینی
برچسبها: سفر, گردشگری, اجاق های مسافرتی, تجهیزات سفر
اورامان تخت و پیر شالیار
اورامان تخت روستایی از توابع بخش اورامان شهرستان سروآباد از استان کردستان است که در ۲۰۰ کیلومتری شمال غربی کرمانشاه ، ۶۵ کیلومتری جنوب شرقی شهرستان مریوان و ۱۷۰ کیلومتری سنندج واقع شده است. این روستای زیبا در ارتفاع ۱۴۸۰ متری از سطح دریاهای آزاد قرار گرفته است و اقلیمی معتدل و کوهستانی دارد. آب و هوای آن در فصل بهار و تابستان بسیار مطبوع و دلپذیر است و زمستان آن سرد و طولانی می باشد. روستای اورامان از جنوب غربی به ارتفاعات اورامان تخت و از شرق به ارتفاعات کوسالان محدود می شود. اورامان سرزمینی وسیع و کوهستانی می باشد که سراسر غرب استان کرمانشاه و جنوب کردستان را دربرگرفته است و روستای اورامان بخشی از این سرزمین وسیع به شمار می آید.

اورامان به زبان کردی «هورامان» تلفظ می شود. این روستا قدمتی دیرینه در تاریخ دارد و وجود آثار و بقایای آتشکده های فراوان در اطراف آن نشانگر این موضوع است که مردم این نواحی پیش از گرویدن به اسلام زرتشتی بوده اند. این سرزمین در گذشته قلمرو فرمانروایان و سلاطین محلی بوده که با اقتدار بر آن حکمفرمایی می کردند به همین دلیل این روستا را «تخت» یعنی پایتخت یا مرکز سلطنت نامیده اند.
مقبره پیر شالیار(شهریار) که یکی از عرفای این سرزمین است در این روستا قرار دارد. در روایات است که گویند پیر شالیار یکی از روحانیون بزرگ زرتشتی بوده است که گویا بعدها به دین اسلام گرویده، هر ساله در نیمه بهمن مراسمی به نام «پیر شالیار» در جوار مقبره وی برگزار می کند که همراه با مراسمی خاص می باشد. مردم روستای اورامان تخت به زبان کردی و با لهجه اورامی سخن می گویند. آنان مسلمان هستند و بر مذهب اهل تسنن پایبندند. روستای اورامان در سال ۱۳۷۵ در حدود ۲۱۳۳ نفر جمعیت داشته است. جمعیت این روستا در سال ۱۳۸۵ به نفر ۲۸۰۰ افزایش یافته است و می توان گفت شرایط نسبتا مساعد این روستا مانع از مهاجرت اهالی آن به شهرهای اطراف شده است.

باغداری، دامداری و کشاورزی عمده فعالیت های اقتصادی این روستا هستند. گندم، جو و عدس مهمترین محصولات زراعی این روستا به شمار می آیند. انگور ، بادام ، انجیر کوهی ، گلابی و انار در زمره مهمترین محصولات سردرختی و باغی روستای اورامان تخت می باشند....
ادامه مطلب...
دهكده باصفاي كندوان در فاصله 22 كيلومتري شهرك اسكو و 62 كيلومتري شهرستان تبريز درميان درهاي سرسبز و در حاشيه رودخانه پرآب كندوان واقع شده است.كوهستان سهند نيز در شرق اين روستا قرار دارد. جمعيت روستاي كوهستاني و ييلاقيكندوان 245 خانوار و حدود 1200 نفر جمعيت است كه تقريبا 200خانوار از ساكنان آن در درون تودههاي مخروطي و هرمي شكل صخرهاي جاي گرفتهاند.آنان در دل اينصخرههاي كوهستاني براي خود خانه مسكوني، انبار، طويله و آغل ايجاد كرده و اينروستا را به يكي از مناطق منحصر به فرد و ديدني در تمام ايران و حتي جهان تبديل كردهاند.
کندوان یکی از سه روستای صخرهای جهان است که این موجب جذابیت بینظیر آن شده است. معماری روستای کندوان و جاری بودن زندگی مردم در قالب بافت قدیمی آن یک استثنا در دنیا به حساب میآید. چرا که دیگر در ترکیه و آمریکا کسی در کاپادوکیه و داکوتا زندگی نمیکند. کندوان روستایی است بنا شده در صخره و تنها سازه این دهکده را سنگها تشکیل میدهند. خانهها هرمی شکل هستند و برای دامها نیز حفرههایی در سنگها بنا شده است.

سبك خانه هاي روستاي كندوان از نوع معماري صخرهاي است و به قرن هفتم هجري و حتي به دورههاي كهن قبل از اسلام نسبت داده شده است. جنس طبقات ضخيمتوده هاي مخروطي و هرمي شكل اين روستا كه تبديل به خانه هاي مسكوني اهالي شدهاست، از نوع گدازه هاي آتشفشاني حاصله از كوه سهند و گل و لاي ناشي از بارانهاي سيلآساي دوران باستان است كه بتدريج بسيار سخت و محكم شده و بصورت فعلي درآمده است. ارتفاع اين تپههاي مخروطي و هرمي شكل بيش از 60 متر ميباشد و رودخانه كندوان نيز موجب افزايش سطح ارتفاع آن شده است.
جداي از منازل مسكوني روستائي ، دو مسجد با دو ستون سنگي و بيش از صدآغل و انبار در درون اين مخروطها كنده شده است. در درون هريك از مخروطها نيز دو تاچهار طبقه مسكوني ساخته شده و كوچه هاي دهكده كندوان در حقيقت همان شيارهايناشي از جريان تخريبي آبها است. علاوه بر منازل درون مخروطهاي صخرهاي، آب معدني گوارايي كه در اين دهكده وجود دارد و به گفته اهالي كندوان براي امراض كليويمفيد است، نيز به شهرت روستاي كندوان افزوده است.
ادامه مطلب...
خـرداد ماه

یکم خرداد/ اورمزد روز جشن «ارغاسوان/ اریجاسوان»، نام یکی از جشنهای خوارزمی است که بیرونی نام شماری از آنها را همراه با جشنهای سغدی در «آثارالباقیه» (فصلهای دهم تا دوازدهم) آورده است. بیگمان هیچیک از هـر دو تلفظ یاد شده در نسخههای خطی آثارالباقیه درست نیستند و در مرور زمـان به دلیل نبود آشنایی کاتبان با نامهای کهن، شکل صحیح خود را از دست دادهاند. امروزه حتی تلفظ صحیح این نامها نیز معمولاً امکانپذیر نیست، اما بیرونی معنای آنرا «نزدیک شدنِ گرما» میداند. به روایت آثارالباقیه این جشن در نخستین روز ماه «هروداد» که شکل خوارزمی «خرداد» است، همزمان با کاشت کنجد برگزار میشده است. او این جشن را به دورانی کهن منسوب میدارد.
امروزه همچنان کاشت کنجد، پنبه،کرچک و دیگر دانههای روغنی در استانهای مرکزی ایـران و گاه همراه با مراسمی در «شصت بهار» انجام میشود.
ششم خرداد/ خردادروز جشن «خردادگان»، جشنی در ستایش و گرامیداشت «خرداد» (در اوستایی «هَـئورْوَتات»، در پهلوی «خُـردات») به معنای رسایی و کمال و بعدها نام یک از اَمْشاسْپَندان.
بیستونهم خرداد/ مانتره سپند روز برابر با بیستوششم نَـوروزماه طبری/ تبری و پنج روز مانده به سال نو طبری. این جشن را مردمان سوادکوهِ مازندران «عیدماه» مینامند و با آتشافروزی بر بلندیها به شادی و بازیهای گروهی میپردازند و گاه میکوشند تا جشن عروسی خود را در این هنگام برگزار کنند.
سی و یکم خرداد/ روز زیادی روز پایان سال در تقویم گاهَنباری و آخرین روز فصل بهار. در پایان این روز و آغاز تابستان خورشید به بالاترین جایگاه خود میرسد که نام «خرداد» به معنای رسایی و کمال به همین مناسبت به این ماه داده شده است.
به دلیل اینکه این زمان مصادف با جشنهای آغاز سال نو در تقویم گاهنباری بوده است، همانند پایان دیگر فصلها دارای جشن ویژه پایان فصل نمیباشد.بازماندههایی از جشنهای آغاز سال نو و آغاز تابستان هنوز در برخی آیینهای ایرانی باقی مانده است (← جشن آغاز تابستان).
اردیبهشت ماه

دوم اردیبهشت/ بهمن روز جشن گردآوری گلها و گیاهان دارویی از صحرا.
سوم اردیبهشت/ اردیبهشت روز جشن «اردیبهشتگان»، جشنی در ستایش و گرامیداشت «اَردیبهشت» (در اوستایی «اَشَهوَهیشتَه»، در پهلوی «اَرْتوَهیشْت») به معنای «بهترین راستی» و بعدها نام یکی از اَمْشاسْپَندان (جاودانان مقدس). کوشیارگیلی در «زیج جامع» از آن با نام «گلستانجشن» یادکرده است. اَردیبهشت همچنین نگاهبان آتش است؛ چرا که آتش بهترین جلوهگاه راستی و پاکی بشمار میرفته است.
دهم اردیبهشت/ آبان روز جشن چهلم نوروز در شیراز و در کنار «حوض ماهی» سعدی.
پانزدهم اردیبهشت/ دی به مهر روز جشن میانه فصل بهار و زمان گاهَنباری بنام «میدیوزَرِم» در اوستایی «مَـئیذیوئیزَرِمَـیه» به معنای «میانه بهار/ میانه فصل سبز». البته میانه بهار با شانزدهم اردیبهشت برابر است؛ اما در گذشته و حتی امروزه، عملاً پانزدهمین روزِ ماهِ دوم هر فصل به عنوان میانه هر فصل شناخته میشود.
جشنهای گاهَـنْـباری (پارههای سال/ موسمهای سالیانه)، ادامه و بازماندهای از نوعی تقویم کهن در ایرانباستان است که طول سال خورشیدی را نه به دوازده ماه خورشیدی، بلکه به چهار فصل و چهار نیمفصل تقسیم میکردهاند و هر یک از این بازههای زمانی، نام و جشنی ویژه به همراه داشته است.
سال گاهنباری از هنگام انقلاب تابستانی یا نخستین روز تابستان آغاز میشده و پس از هفت پاره زمانی، یعنی سه پایان فصل و چهار میانه فصل، به آغاز سال بعدی میرسیده است (پایان بهار یا آغاز تابستان مانند دیگر فصلها، دارای جشن گاهنباری نبوده و تنها به عنوان جشن آغاز سال نو بشمار میرفته است).

