تبليغاتX
(آتر(ایران و گردشگری آتر
ایران و گردشگری
 پرهیز از سفرهای کلیشه ای

  به بهانه فرا رسیدن فصل تابستان و شروع شدن سفرهای تابستانی هم میهنان عزیز، دنبال مطلب در اینترنت می گشتم ، به مقاله جالبی برخوردم فرصت را غنیمت شمرده و با اندک ویرایشی آن را در وبلاگم قرار دادم.

سفر

پرهیز از سفرهای کلیشه ای

  بابا! خسته شدم، پس كی برمی گردیم هتل. - دخترم تازه آمده ایم. - آخه اینجا خیلی شلوغه. پدر دخترك را به آغوش می كشد و از باغ تاریخی بیرون می رود. ماشین را حدود ۲ كیلومتر بالاتر پارك كرده، آخر جای پارك پیدا نمی شود.
  آن سوتر زنی پی كیفش می گردد، چشمان نگرانش نشان می دهد كیف محتویات ارزشمندی داشته. دائم به شوهرش غرمی زند كه: نگفتم امسال اینجا نیاییم، تو این شلوغی كه هیچی نمی فهمیم... كوفتمان می شود. لحظه به لحظه بر جمعیت افزوده می شود، بنا و باغ تاریخی دیگر یارای پذیرایی از این جمعیت را ندارند... راهنماهای محوطه دائم پی آنند كه توضیحات را ارائه كنند... این بنا كه می بینید... در سال ... زمانی كه پادشاه می خواسته حرم سلطنتی را.... پرسش های بی شمار امانشان نمی دهد. یكیشان نجواكنان به دیگری می گوید: خدا خیرشان دهد گفتیم امسال زمستان سرد بوده كمتر می آیند ولی... پرسش بازدید كننده امانش نمی دهد.
  بیرون از محوطه تاریخی، خیابان ها در حال انفجار است انگار نه كه تازه ساعت ۹ صبح است. شهری كه در همه سال سه، چهار میلیون جمعیت دارد در تعطیلات نوروز یكدفعه میزبان نزدیك به ۲ میلیون مسافر و گردشگری می شود كه آمده اند لذت ببرند و به شهر هم منفعتی برسانند. اما كمتر كسی لذتی چندان می برد؛ نه جای پاركی برای خودروها نه راهی برای رفتن. بازار هم آنقدر شلوغ است كه نمی توان قدم از قدم برداشت. سر آخر چشم كه بر هم می زنی ده دوازده روز تعطیلات تمام می شود و آنچه می ماند خستگی است و باز هم خستگی.

● تا كی سفر به جاهای تكراری
  تا كی می خواهیم بدون برنامه ریزی به مناطقی برویم كه دهه ها است به آنجاها می رویم و از سفر و گردشگری فقط آن مناطق را می شناسیم تا چه زمانی به سفرهای كلیشه ای به مناطقی چون شمال و اصفهان و شیراز برویم، چرا كرمان، بندر لنگه، طبیعت اطراف تهران، ماهدشت كرج، ورامین و... گزینه سفر نوروزی و تابستان ما نباشد این ها مهم ترین پرسش هایی اند كه با فرارسیدن تعطیلات سالانه می توان مطرح كرد و در پی پاسخی برای آن ها بود.
  هر سال با آغاز سال نو ایرانی و دمیدن شكوفه های بهاری، ایرانیان به تكاپویی می افتند كه در بیشتر كشورها بدیلی ندارد. میلیون ها ایرانی در تعطیلات نوروزی برای لذت بردن از روزهای بی دغدغه و چشیدن طعم فراغت از كار و زندگی روزمره، خانوادگی به ایرانگردی می روند. تعطیلات نوروزی فستیوال سفرهای ایرانیان است.
  بخشی از این سفرها به صورت سنتی و دیدار آشنایان و خویشان و بخشی دیگر نیز در قالب سفرهای حرفه ای توریستی با بهره گیری از امكانات اقامتی در شهرهای دیگر انجام می شود.درآمد نسبتاً چشمگیری نیز در این فرآیند میان طبقات گوناگون در كشور جابه جا می شود. اما نكته مهم در این میان، توجه به چند شهر به صورت سنتی در سفرهای نوروزی و تابستانی و در برابر، بی توجهی به دیگر مناطق و شهرهایی است كه می توانند مقصد و هدف سفر باشند.
  بسیاری از خانواده های ایرانی با شنیدن واژه گردشگری و سفر، چند شهر شهره توریستی كشور همچون اصفهان، شیراز، مناطق ساحلی شمال كشور را به یاد می آورند؛ گویا تنها این شهرها و مناطق اند كه قابلیت دیدن دارند و تمام دیدنی های ایران در همین ها خلاصه و جمع شده است. طبیعت زیبا و بكر غرب و شمال غرب، كویر اسرارآمیز و رؤیایی مركز و شرق، سواحل دورافتاده اما دل انگیز نوار جنوبی، پیرامون دور از نگاه تهران و... جاذبه هایی اند كه تاكنون از محورهای سفرهای ایرانیان بركنار بوده اند.
  شاید عمده دلایل بی تمایلی خانواده ها در مورد سفر به مناطق یادشده نداشتن شناخت و تبلیغات نامناسب متولیان سفر و گردشگری كشور در سال های متمادی نسبت به همه جاهای دیدنی كشور باشد. اگر این مسائل را در كنار این بگذاریم كه خانواده ها نمی خواهند تنها فرصتی را كه برای سفر دسته جمعی دارند با سفر به جایی ناشناخته هدر دهند، مسئله تا اندازه ای روشن تر می شود. اما آیا ایران فقط همین چند شهر دیدنی و توریستی را دارد زمان آن نرسیده كه به گزینه هایی دیگربیندیشیم.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط رزگار در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387  |
 یادداشتهای روزانه ۵

 

"گنجی که در اعماق نامحدود شما حبس شده است،

در لحظه ای که خود نمی دانید کشف خواهد شد"

 

|+| نوشته شده توسط رزگار در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387  |
 جشن تیرگان

 جشن تیرگان

نبرد تشتر و اپوش در آسمان ایران زمین

 ایجاد شرایط آب‌وهوایی گرم و خشک و سال‌های کم‌باران در فلات ایران به ویژه در حدود چهار هزار سال پیش موجب پیدایش برخی باورهای کیهانی در دوران باستان شده است. در نمونه‌ای از این اعتقادها، ستاره «تِـشتَـر» (شباهنگ/ شِعرای یمانی) ستاره باران‌آور دانسته شد و ستاره «اَپوش» (اَپَـئوشَـه/ قلب‌العقرب) دیو خشکسالی و از بین برنده آب‌ها و هماورد تشتر بشمار آمد. در «تشتر یشت» اوستا که به راستی یکی از کهن‌ترین نمایشنامه‌های بشری است، به روشنی نبرد تشتر و اپوش گزارش شده است. در این نبردها، گاه پیروزی از آن تشتر و گاه از آن اپوش است. پرسش اینجا است که چه رویدادی در آسمان موجب پیدایش چنین باورهایی در میان مردمان شده است؟ برای پاسخ باید ابتدا اندکی با این دو ستاره و زمان‌های طلوع و غروب سالانه آنها آشنا شویم.

 

آسمان ایران زمین

 

  ستاره تشتر (شباهنگ) ستاره‌ای سپیدفام و پرنورترین ستاره سراسر آسمان است و در صورت فلکی سگ بزرگ (کلب اکبر) قرار دارد. امروزه نخستین طلوع بامدادی این ستاره در عرض‌های جغرافیایی میانه ایران زمین، در اوایل مردادماه اتفاق می‌افتد؛ اما در حدود چهار هزار سال پیش، نخستین طلوع بامدادی این ستاره در اوایل تیرماه یا آغاز تابستان بوده است و نام ماه تیر (گونه دیگری از تشتر) نیز از همین واقعه برگرفته شده است. (واژه «مرداد» به همینگونه درست است و نگارش آن به شکل «امرداد» لازم نیست. در شاهنامه فردوسی، نوشتارهای ابوریحان بیرونی و در سراسر متون ادبیات فارسی، این نام بگونه «مرداد» نوشته شده و تصور نمی‌کنم که ما بیش از فردوسی، بیرونی و دیگر تاریخ‌نگاران بزرگ ایران، به زبان فارسی تسلط و از آن آگاهی داشته باشیم.

  دستکاری‌های دلبخواهی در زبان فارسی، علاوه بر اینکه به سیر تاریخی تطور زبان و واژگان آسیب می‌رساند، این پرسش را نیز پیش می‌آورد که اگر لازم است واژگان به شکل دیرینه آن تلفظ شوند، پس از چه روی اصراری در نگارش  نام‌ زرتشت بگونه زرئوشتره، اردیبهشت بگونه ارته‌وهیشت و بهمن بگونه وهمن، وجود ندارد؟ بجز این، در صورتی که اصرار برای نگارش کهن این نام وجود داشته باشد، چرا بجای  تلفظ پهلوی آن، از واژه اوستایی و درست‌تر آن یعنی «امرتات» استفاده نمی‌شود؟).ویژگی‌های تشتر به روشنی و زیبایی در تشتر یشت اوستا سروده شده است: «می‌ستاییم ستاره شکوهمند و درخشان تشتر را، آن افشاننده پرتوهای سپید و درخشان را، آن درمانگر بلندبالای تیز پرواز را، آن بخشنده خانه آرام و خانه خوش را، آن درخشنده که افشاننده فروغ بی‌آلایش است، آن در بردارنده تخمه آب‌ها را.».


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط رزگار در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387  |
 انواع گردشگری

● براساس محدوده جغرافیائی
 از دیدگاه سازمان جهانی جهانگردی، جهانگردی بین‌المللی با گردشگری داخلی متفاوت است و به محدودهٔ مرزی کشور مربوط می‌شود.ولی این بدان معنی نیست که هر مسافر بین‌المللی، یک بازدیدکننده تلقی شود. مسافر کسی است که برای خارج شدن از محل سکونت خود، سفر می‌کند؛ برای مثال کارگری که برای کار از مرز خارج می‌شود بازدیدکننده محسوب نمی‌شود. جهانگردی بین‌المللی همیشه، در وهله اول، از نظر اقتصادی مدنظر قرار می‌گیرد، زیرا این شکل گردشگری نقش مهمی در بازرگانی و جریان ارزی ملت‌ها بازی می‌کند.
  گردشگری داخلی نیز تحت‌الشعاع جهانگردی بین‌المللی است، با وجود این تصور بر این بود که اینگونه مسافرت‌ها اثر بین‌المللی ندارند و آمارهای تجاری به همان کشور مربوط بوده و اهمیت دارند. بدیهی است که این دو گردشگری رابطه تنگاتنگی با هم دارند. 

 گردشگری


  مسافران تحت تأثیر شرایط محیطی قرار می‌گیرند، و با توجه به عوامل خارجی مانند رشد نسبی درآمد واقعی، تفاوت قیمت بین کشورها و سیاست بین‌الملل، مسافرت‌های داخلی جای خود را به جهانگردی بین‌المللی می‌دهند و یا برعکس. در چند دههٔ گذشته، در بسیاری از کشورهای غربی روزهای تعطیل تبدیل به سفرهای بیرون شهری شده‌اند و این به علت بالا رفتن استاندارد زندگی و کسب درآمدهای اضافی است؛ در حالی که در کشورهای در حال توسعه گردشگری داخلی افزایش یافته است.


● مسافرت‌های منطقه‌ای
  منطقه به بخش کوچک جغرافیائی از یک ناحیه گفته می‌شود که با شاخصی معین یا با چارچوب مرجعی موثق مشخص می‌شود. در جهانگردی منطقه را به سه دسته تقسیم می‌کنند. نخست، موقعیت جغرافیائی منطقه که برای مثال می‌توان به مناطق ”شمال“ یا ”شرق“ اشاره کرد. دوم، نواحی (مناطق) اداری، مانند ”استان X“. سوم منطقه‌ای که از نظر فیزیکی دربرگیرندهٔ طبیعت بیشتری است، برای مثال ”حوزه دریاچه“ یا ”حوزه اقیانوس آرام“.

  از نظر در دسترس بودن و قابل استفاده بودن می‌توان به چند دسته‌بندی دیگر اشاره کرد، برای نمونه ”منطقه روستائی“ یا ”منطقه ساحلی“. مقصود از مسافرت‌های بین منطقه‌ای، مسافرت‌هائی است که بین مناطق مختلف صورت می‌گیرد، حال این مناطق در یک استان یا ایالت، یک کشور و یا در مناطق مختلف دنیا باشد. از طرفی، مسافرت‌های درون منطقه‌ای به مسافرت‌هائی که در داخل یک منطقهٔ مشخص صورت می‌گیرد، اطلاق می‌شود (حال این منطقه بومی باشد یا در سطح بین‌المللی). برای مثال، می‌توان به مسافرت‌های بین کشورهای آسیای شرقی اشاره کرد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط رزگار در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387  |
 چوگان

تاریخچه چوگان

  آغاز و سر منشا پیدایش چوگان به عهد باستان تعلق دارد،طبق اسناد تاریخی این ورزش از ۶۰۰ سال قبل از میلاد مسیح تاکنون دارای قدمت می باشد.بر اساس تحقیقات و مطالعات انجام شده،مهد و زادگاه این ورزش ایران باستان می باشد و نام چوگان نیز از آن دوران به یادگار مانده است.گواهانی در دست است که چوگان را کهن ترین بازی ورزشی جهان می شناسد زیرا بر دست نوشته ای که زمان آن نزدیک به ۶۰۰ سال قبل از میلاد است بازی چوگان میان ایرانیان و تورانیان گزارش شده است.

 

چوگان

 

  این بازی پر جنب و جوش که نیمی اسب و نیمی سواره به جایش می آورند در نوشته های ایرانی از کارنامه اردشیر بابکان گرفته تا ترانه های مردمی و سروده های ستارگان آسمان شعر ایران بسیار آمده و چنان جایی در زندگی مردم داشته که گوینده و سراینده ای نیست که از گوی و چوگان و میدان و گوی ربودن سخن سرایی نکرده باشد.برای نخستین بار در کارنامه اردشیر بابکان از چوگان نام برده شده و پس از آن تقریبا هیچ یک از شاعران و نویسندگان قدیم ایرانی را نمی توان یافت که به ترتیبی سخن از چوگان به میان نیاورده باشد.افسوس که این نوشته ها شیوه بازی چوگان را به روشنی بازگو نکرده است.

  چوگان این تنها ورزش همیشه ایرانی در سده های آغازین گاه شمار مسیحی از خاور به چین و ژاپن رفت و از باختر به آسیای کوچک و یونان و پس از آنکه هندوستان از ایران جدا شد در زمان فرمانروایی مغول ها بر آن کشور دوباره همـه فرآورده های فرهنگی ایران و از آن میان چوگان در آنجا گسترش یافت و رونق گرفت.در آغاز سده نوزدهم که ناشایستگی شاهان ایران ، کشور و همة دارایی های آن را به باد می داد و فرهنگ را به نابودی می کشید این بازی نیز در زاد بوم خود به فراموشی سپرده شد ولی پویایی سرشتی آن چون سمندر از خاکسترش باز زایاند.

  انگلیسی هایی که بر هندوستان چیره شده بودند در آنجا پس از آشنایی با چوگان چنان شیفته اش شدند که به فرا گرفتن آن پرداختند و در سال ١٨٦٢ با گشایش باشگاه چوگان کلکته این بازی به سراسر هند گسترش یافته و انگلیسی ها و هندیها آن را بازی می کردند.پیوند نزدیک میان انگلستان و هندوستان چوگان را به اروپا کشاند و در سال ١٨٧١ نخستین بازی چوگان در انگلستان انجام گرفت . در پی این رویداد بود که چوگان به زودی  در آمریکای شمالی و جنوبی گسترش یافت ولی هندوستان همچنان کانون جهانی این بازی بود.

  در سال ١٨٨٠ بازی های جهانی به نام جام وست چستر آغاز شد که ٩ دوره از آن برگزار گردید و در همین اوان در چهار دوره از بازیهای المپیک تابستانی نیز بازی چوگان انجام شد و هم اینک انجام آن در بازیهای آینده المپیک پیشنهاد شده و در دست بررسی است.سراسر این زمان دراز چوگان در میهن خود آسیبهای بیشتری می دید تا آنجا که پس از ناصرالدین شاه تا آغاز دهه ١٣٥٠ که جنبش برای نو کردن همه رشته های سوارکاری سر می گیرد دیگر نامی از آن برده نمی شود.در این میان یکی از مشکلات چوگان قد نسبتا بلند اسبهای موجود بود که آرژانتینی ها با پرورش دادن پونی هایی با ارتفاع مناسب این معزل را مرتفع کرده و به تدریج خود نیز به عنوان یکی از مدعیان این رشته در آمدند.  


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط رزگار در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387  |
 دهکده های جهانگردی

دهكده جهانگردي چيست؟
  دهكده جهانگردي مكان هايي از يك استان هستند كه آن مكان يا فواصل نزديك به آن به لحاظ جاذبه هاي طبيعي، فرهنگي و تاريخي قابليتهاي لازم را براي جذب جهانگردان دارند و نيازمند ايجاد تأسيسات و امكانات جهانگردي و نيز اطلاع رساني مناسب اند. دهكده جهانگردي به عنوان يك مركز براي تمركز جهانگردان داخلي و خارجي به منظور انجام سفرهاي درون استاني فراغتي، تعطيلاتي، و سكونتي به مقصد جاذبه هاي متنوع جهانگردي در سراسر استان مي‌تواند كانوني براي اسكان و توزيع جهانگردان در سطح هر استان باشد. از اين رو اين كانون مي‌بايست داراي تمامي ويژگيهاي مور نياز ساكنان، جهانگردان و كساني كه اوقات فراغت خود را در دهكده ميگذرانند باشد. بنابر اين ساخت فضاهاي تفريحي، ورزشي، اقامتي، خدماتي، تجاري و رفاهي در حد استاندارهاي جهان امروز براي ايجاد اين دهكده پيش بيني ميشود.

دهکده جهانگردی


  مكان‌هاي انتخاب شده به لحاظ وجود جاذبه هاي طبيعي، فرهنگي و تاريخي قابليتهاي لازم را براي جذب جهانگرد دارند و نيازمند ايجاد تاسيسات و امكانات جهانگردي و انجام اطلاع رساني مناسب هستند. دهكدة جهانگردي مي‌تواند، به عنوان يك اقامتگاه محل تمركز جهانگردان داخلي و خارجي به منظور انجام سفرهاي فراغتي، تعطيلاتي، و حتي سكونتي باشد. اين كانون مي‌بايست داراي تمام امكانات ويژة مورد نياز ساكنان، جهانگردان و كساني كه اوقات فراغت خود را در دهكده مي‌گذرانند باشد. بنابر اين ساخت فضاهاي تفريحي، ورزشي، اقامتي، خدماتي، تجاري و رفاهي در حد استاندارهاي جهان امروز و گردآوردن همه نيازهاي شهري در يك مجموعه متمركز از ويژگي هاي دهكده جهانگردي است. رعايت ملاحظات زيست محيطي و توسعة پايدار نيز از ديگر مشخصه‌هايي است كه مي‌بايست در طرح‌هاي پيشنهادي مورد نظر قرار گيرد. در اين صورت مي‌توان اطمينان داشت كه چه به لحاظ اقتصادي و چه به لحاظ فرهنگي احداث چنين دهكده‌هايي از بازدهي مناسب برخوردار باشد. از نظر مجريان طرح بهترين نتايج قابل تصور براي دهكده جهانگردي با پيگيري راهبردهايي تحقق خواهد يافت كه منافع آن مستقيما به مشاركت كنندگان در ايجاد و توسعه ساز و كارهاي مورد نياز و نيز بهره گيران از خدمات معطوف شود. اين امر از طريق نظام اداري هوشمند و مديريتي قابل حصول است كه بتواند نتايج مورد انتظار را تأمين كند. اهدافي كه در نظر است دهكده جهانگردي به آن شناخته شود عبارتند از:
:: كيفيت بالاي اقامت و زندگي
:: اقتصاد سالم
:: پايداري محيط زيست
:: وجهه ملي و بين المللي

چرا دهكده جهانگردي؟
  وضعيت توسعه جهانگردي در دو دهه گذشته نشان داده است كه به هر دليل امكان فراهم سازي كل فضاهاي شهري استان براي پذيرش جهانگرد و ايجاد شرايط محيطي براي امنيت و آسايش متناسب با جهانگردان دست كم در دهه آينده ممكن نيست و به اين دليل متمركز كردن جهانگردان در يك منطقه كه در آن تسهيلات و شرايط محيطي مناسب تري فراهم شده باشد راهكاري مطمئن به نظر ميرسد.

اهداف ایجاد دهکده های جهانگردی
1. افزايش شمار جهانگردان استان
2. افزايش درآمد عمومي از محل توسعه جهانگردي
3. افزايش فرصتهاي شغلي
4. بالفعل كردن ظرفيتهاي بالقوه جهانگردي استانهاي كشور
5. جذب مشاركت بيشتر بخش خصوصي در توسعه جهانگردي
6. افزايش جذب سرمايه گذاري
7. ارتقاء سطح خدمات عمومي به جهانگردان


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط رزگار در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387  |
 جشن خردادگان

  در گاهشماری زرتشتیان هر سال دوازده ماه سی روزه دارد و یک پنج روز که به او پنجه می گویند.هر کدام از روز های ماه نامی دارند که در این بین نامهای دوازده ماه نیز وجود دارد مانند فروردین،خرداد،بهمن و ... هر گاه نام روز با نام ماه یکی شود ایرانیان آن روز را جشن می گیرند.روز ششم هر ماه خرداد نام دارد.جشن خردادگان در روز ششم خرداد ماه و به مناسبت همنام شدن روز و ماه برگزار می شود.به دليل سی و یک روزه بودن بعضی از ماه ها در گاهشماری خورشیدی روز ششم خرداد ماه یا همان خردادگان با چهارم خرداد برابر می شود.

خردادگان

  خرداد امشاسپند مادینه موکل بر آب نامیده می شود و ششم خرداد از ماه خرداد جشنی در ستایش از این امشاسپند برگزار می شود.خرداد یا هئورتات به معنی تمامیت ، کلیت ، کمال است و مظهری از مفهوم نجات برای افراد بشر است.از کارهای عمده خرداد حمایت از آب است و شادابی گیاهان از اوست.همچنین خرداد مظهر تندرستی و سلامتی است.خرداد همواره در متون همراه امرداد ، امشاسپند مادینه دیگر ذکر می شود.این دو امشاسپند با آب و گیاه ارتباط دارند.از آنجا که پاره ای از مراحل آفرینش مثل آب و گیاه به گونه ای طبیعی جفتند، پس پاسداران آنان نیز خرداد و امرداد، بیشتر اوقات با هم می آیند.هدایای آنان ثروت و رمه چهارپایان است، به گونه ای که این دو نماینده آرمانهای نیرومندی،سرچشمه زندگی و رویش هستند.

  هماوران خاص آنها دیوان گرسنگی و تشنگی اند.همکاران خرداد،ایزد تیشتر و باد و فروهر پرهیزکاران هستند.خرداد امشاسپند در دوران حمله اهریمن، آب را به یاری فروهرها می فرستاند.به باد می سپارد و باد آن را به شتاب به سوی کشورها می برد و به وسیله ابر می باراند.در نامگذاری ماهها خرداد و امرداد در هر دو طرف ماهی هستند که نماد آن تیر یا تیشتر است و تیشتر ایزد باران است.در این جا هم ارتباط میان این دو امشاسپند را با آب می بینیم.افزون بر این ، در ملکوت خدا،تندرستی و رندگی جاودان زیر نظر این دو امشاسپند بهره آدمی خواهد شد.

  در بندهشن(آغاز آفرینش)،یکی از کتابهای پهلوی که بر اساس ترجمه ها و تفسیرهای اوستا تدوین یافته و در بردارنده اسطوره های مربوط به آفرینش،تاریخ اساطیری و واقعی ایرانیان،جغرافیای اساطیری و حتی نجوم و ستاره شناسی است،درباره این امشاسپند آمده است:((خرداد سرور سالها و ماهها و روزهاست ازاین روی است که او سرور همه است.او آب را مایملک دنیوی است.هستی،زایش و پرورش همه موجودات جهان از آب است و زمین را نیز آبادانی از اوست.چون اندر سال اگر نیک زیستن،به سبب خرداد است....او که آب را رامش بخشد یا بیازارد آن گاه خرداد از او آسوده یا آزرده بود.او را همکار تیر و باد و فروردین است)).

  در یشت ها،یکی از بخشهای اوستا،کتاب مقدس زرتشتیان،که در ستایش و نیایش ایزدان است،فقط برای دو امشاسپند،اردیبهشت و خرداد،هر یک یشتی جداگانه موجود است.خرداد یشت در ستایش خرداد امشاسپند،چهارمین یشت اوستاست که متاسفانه آسیب زیادی دیده و بسیاری از کلمات آن از بین رفته یا ناخواناست.تفسیر پهلوی که آن هم ممکن بود تا اندازه ای کلید فهم آن باشد،امروزه در دسترس نیست.اما آن چه باقی مانده،در یازده بند به یاد کردن از امشاسپندان به ویژه خرداد سفارش شده است.((چون یاد آنان دیوان را دور می سازد و یاد خرداد ، بخصوص دیو نسو دیو فساد و گندیدگی را می راند)).

|+| نوشته شده توسط رزگار در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387  |
 دیدنی های اصفهان

  استان اصفهان در مرکز ایران و بین مدارهای ۳۰ درجه و ۴۳ دقیقه تا ۳۴ درجه و ۲۷ دقیقه عرض شمالی و ۴۹ درجه ۳۶ دقیقه تا ۵۵ درجه و ۳۱ دقیقه طول شرقی از نصف النهار مبدا قرار دارد.

  استان اصفهان از شمال به استانهای مرکزی،قم و سمنان و از جنوب به استانهای فارس و کهکیلویه و بویر احمد و از شرق به استان یزد و از غرب به استانهای لرستان و چهار محال بختیاری محدود است.گستردگی این استان حدود ۱۰۷۰۴۴ کیلومتر مربع و در حدود ۷ درصد مساحت کشور را در بر می گیرد.

اصفهان

 

 شهر اصفهان‌ مركز استان‌ است‌. بر اساس‌ آخرین‌ تقسیمات‌ كشوری‌، شهرستان‌های‌ استان‌ اصفهان‌ عبارتند از: آران و بیدگل ، اردستان ، اصفهان ، برخوار و میمه ، تیران و کرون ، چادگان ، خمینی‌شهر ، خوانسار ، سمیرم ، شهرضا ، سمیرم سفلی ، فریدن ، فریدون‌شهر ، فلاورجان ، کاشان ، گلپایگان ، لنجان ، مبارکه ، نائین ، نجف‌آباد و نطنز . در آبانماه 1375، جمعیت‌ استان‌ اصفهان 3,926,273 نفر بوده‌ است‌. از این‌ تعداد 74/30 درصد در نقاط‌ شهری‌ و 25/67 درصد در نقاط‌ روستایی‌ سكونت‌ داشته‌ و بقیه‌غیر ساكن‌ بوده‌اند.

  آب‌ و هوای‌ استان‌ اصفهان‌ به طور كلی‌ معتدل‌ خشك‌ است‌، حداكثر درجه‌ حرارت‌ آن‌ در گرم‌ترین‌ روز تابستان ۴۰.۶ درجه‌ و حداقل‌ درجه‌ حرارت‌ آن‌ در سردترین‌ روز زمستان ۱۰.۶درجه‌ و متوسط‌ درجه‌ حرارت‌ سالانه‌ آن۱۶.۷درجه‌ سانتی‌ گراد ثبت‌ شده‌ است‌.متوسط‌ میزان ‌بارندگی‌ سالانه‌ آن‌ نیز ۱۱۶.۹ میلی‌متر گزارش‌ شده‌ است‌. شهر اصفهان‌ از نظر آب‌ و هوا ممتاز و فصول‌ چهارگانه ‌منظمی‌ دارد و آغاز و پایان‌ هر فصل‌ آن‌ به خوبی‌ مشهود است‌.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط رزگار در شنبه یازدهم خرداد 1387  |
 آتش نیایش

  

آتش 

 

  بايد بياد داشته باشيم كه آتش يكي از چهار آخشيج و يا عناصر چهارگانه هستي است و در ميان آن چهار ؛ گرامي ترين آنها است،مي دانيم كه هستي زميني ما بسته به خورشيد است و خورشيد چيزي نيست بجز يك كوره بزرگ آتش و سه آخشيج ديگر يعني آب و هوا و خاك،هر سه پديد آمده از همان آتش خورشيدند . پرتو خورشيد سرچشمه گرما،فروغ،خوراكيها،سوخت و توانمندي همه جانداران است ،خورشيد درگردش روزانه خود در آسمان به رشد گياهان ياري مي رساند،زمين را گرم مي كند در پديد آوردن باد ها دست دارد و بسيار كارهاي ديگري انجام مي دهد كه همه آنها براي هستي اين جهاني ما از ارزش بسيار والايي برخوردارند ؛ از اينرو خورشيد بن مايه و بن پايه هستي زميني ما شمرده مي شود.

  رويهمرفته مي توان گفت كه گوهر آتش و گوهرزندگي از هم جدا نيستند ؛ هرجا كه آتش هست زندگي هست و آنجا كه آتش نيست نازندگي است .در اوستا بجز يسنا هات 62 بخش ويژه اي بنام آتش نيامده است و آتش نيايشي كه؛ امروزه زرتشتيان در نمازها هاي روزانه خود مي خوانند؛بر گرفته از همين يسنا هات 62 است ؛ در بخشي از اين سرود ؛ آتش با فروزه و بسيار سزاوار ستايش ناميده شده است . ايرانيان رويهمرفته به پنج گونه آتش باور داشتند ؛ در يسنا 17 از پنج گونه آتش نام برده مي شود و به هر يك جداگانه درود فرستاده شده است و ترتيب آنها چنين است :

Berezisavangha 1  آذر برزي سونگهه

Vohu Fryana 2  آذر وهوفريان

Urvazishta 3  آذر اوروازيشت

Vazishta 4  آذر وازيشت

Spenishta 5  آذر سپنيشت

  در گزارش (تفسير) پهلوي سرشت يا ويژگي هر يك از اين آتشهاي پنج گانه بترتيب زيرآمده است :نخست آتش برزي سونگهه ؛ و آن آتش بسيار سودمندي است كه سر چشمه آن در آسمان دانسته شده و آتش آتشكده ها پرتويي از فروغ آن به شمار مي آيد .دوم آذر وهوفريان ؛ و آن آتش سرشتي يا غريزي است كه در كالبد آدمي و جانور فروزان است ؛ همه ي جنبش و جهش زندگي مردمان و جانوران بر خاسته از اين آتش است .سوم آذر اوروازيشت ؛ و آن آتش سزاوار ستايشي است كه در گياهان و چوبها و رستنيها است ؛ رويش و بالش همه ي گياهان و درختان و رستنيها از اوست . چهارم آذر وازيشت ؛ آتش آسماني است همان آذرخش جهنده اي كه از گرز ايزد تشتر ؛ ايزد باران شراره كشيده و ديو خشكي را هلاك نمود . پنجم آذر سپنيشت ؛ و آن آتشي است بسيار سزاوار ستايش كه در سراي درخشان مينو ؛ و در پيشگاه مزدا اهورا جاودانه مي سوزد . در اينجا ؛ يعني در گزارش پهلوي ؛ نخستين آتش و پنجمين آتش كما بيش همانند يكديگرند ؛ اما در فرگرد هفدهم از كتاب بندهش كه بگونه ي ويژه از آتش سخن به ميان آمده است ؛ آتش ( برزي سونگهه ) آتشي است كه در سراي درخشان مينو درپيشگاه اهوره مزدا فروزان است و (آذر سپنيشت ) آتشي است كه در روي زمين بكارمي برند وآتش آتشگاهها از اين آتش دانسته شده است .

  در اوستا امشا سپند اشا و هيشتا ؛ در پيوند با آتش شناخته شده وبزرگترين خويشكاري او پرستاري از آتش است بر پايه همين پيوند است كه زرتشتيان در روز سوم ارديبهشت ماه كه جشن ارديبهشتگان است به آتشكده ها مي روند و نياز بجاي مي آورند . در اينجا بايد به دو جشن بزرگ ايراني در پيوند با آتش اشاره كنم ؛ يكي جشن بسيار فرخنده و شادي بخش چهارشنبه سوري كه تازيان از آغاز يورش خود به ايران تا كنون در بر اندازي آن كوشيدند واما پايداري ايرانيان در پاسداري از ارزشهاي فرهنگي خود آنان را نا كام گذاشت ؛ و دوم جشن سده ؛ كه در روز دهم بهمن ماه هر سال برگزار مي شود ؛ اين جشن از زماني آغاز شد كه آدمي شيوه افروختن آتش را فرا گرفت . داستان شيرين اين رخداد شادي بخش چنين است كه هوشنگ پيشدادي روزي بهمراه تني چند از ياران بكوه ميروند ؛ در ميانه ي راه جنبنده اي دراز وسيه رنگ و تيره تن وتيز تازي در برابرشان نمايان مي شود ؛ هوشنگ پا پيش مي گذارد و سنگي بسوي مار پرتاب مي كند ؛ سنگ به سنگ ديگري بر مي خورد و از بر خورداين دو سنگ فروغي پديدار مي گردد كه هوشنگ آنرا فروغ ايزدي مي نامد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط رزگار در جمعه دهم خرداد 1387  |
 دیدنی های تهران

  استان تهران در شمال مرکزی ایران و بین مدارهای ۳۵ درجه و ۱۴ دقیقه تا ۳۶ درجه و ۲۰ دقیقه عرض شمالی و مدارهای ۵۰ درجه و ۱۵ دقیقه تا ۵۳ درجه و  ۸ دقیقه طول شرقی از نصف النهار مبدا قرار دارد.

  اين استان از شمال به استان مازندران و گيلان، از جنوب شرقی به استان قم و از جنوب غربی به استان مرکزی و از غرب به استان قزوين و از شرق به استان سمنان محدود است. استان تهران بين خط الراس چين خوردگی البرز مرکزی و حاشيه غربی دشت کوير واقع شده و به اين ترتيب آب و هوای استان عمدتاً متاثر از عامل ارتفاع می باشد.گستردگی استان حدود ۱۸۸۱۴ کیلومتر مربع و ۲/۱ درصد مساحت کشور را تشکیل می دهد.


تهران

  زبان اصلی مردم تهران و استان تهران فارسی است.اما در بعضی نقاط زبانهای محلی هم دیده می شود که در مجموع از لهجه های فارسی محسوب می شوند.جمعیت استان بر اساس آخرین سرشماری سال ۱۳۷۹ در حدود ۱۱۶۴۷۱۰۳ نفر برآورد شده است.این استان بر اساس آخرین تقسیمات کشوری دارای ۱۲ شهرستان می باشد.

  تهران پاییتخت دویست ساله ایران،در گذشته ای نه چندان دور دهی از دهات ری بوده است.در دوره شاه تهماسب صفوی برای اولین بار بارویی بر گرد تهران بنا گردید که در دوره قاجاریه گسترش و تکامل یافت.شهر تهران از اواخر قرن هجدهم میلادی (ابتدای دوره قاجاریه)تاکنون پاییتخت و مرکز اداری ،سیاسی،اقتصادی ایران بوده که آغاز رشد و رونق آن به دوران حکومت ناصرالدین شاه قاجار باز می گردد.امروزه استان و کلان شهر تهران به ترتیب با وسعتی حدود ۱۹۰۰۰ و ۱۲۰۰ کیلومتر مربع حدود سی درصد جمعیت کشور را در خود جای داده و از هر حیث مهمترین قطب کشور محسوب می شود.

  شهر تهران در حدود ۱۱۰ کیلومتری سواحل جنوبی دریای خزر در ارتفاع بین ۱۱۰ تا ۱۷۰۰ متر از سطح دریاهی آزاد،در دامنه جنوبی کوههای البرز و قله توچال قرار گرفته است.از مهمترین قله های توده مرتفع رشته کوه البرز می توان از خلنو،کلون بستک،پالان گردن،سرکچال،جانستون،ناز و کهار نام برد.بلندترین قله ایران دماوند با ۵۶۷۸ مترارتفاع از سطح دریا به همراه قلل بلند چپکرو و ناظر در حدود ۶۰ کیلومتری شمال شرقی تهران واقع شده است.

  مجاورت با کوههای البرز در شمال،نزدیکی به دشت کویر در جنوب شرقی و وزش بادهای مرطوب مدیترانه ای از غرب،موجب پدید آمدن شرایطی ویژه و نوعی ناپایداری در آب و هوای تهران گردیده است.شاید به همین خاطر پاییز و بهار تهران کوتاهتر از سایر فصلهاست.متوسط حداکثر سالیانه دما در تهران ۲/۲۲ ،متوسط حداقل ۷/۱۰،و متوسط سالیانه ۴/۱۶ درجه سانتیگراد و متوسط بارندگی سالیانه ۲۳۰ تا ۲۹۰ میلیمتر است.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط رزگار در چهارشنبه هشتم خرداد 1387  |
 یادداشتهای روزانه ۴

  کویر

  "كوير كسي را كه يك بار گرفتار افسونش شده باشد، ديگر رها نمي كند"    

|+| نوشته شده توسط رزگار در چهارشنبه یکم خرداد 1387  |
 
 
بالا