تبليغاتX
(آتر(ایران و گردشگری آتر
ایران و گردشگری
 ویژگی جشن های ایرانی

  بي‌گمان يكي از بهترين راههاي شناخت فرهنگ جوامع، توجه به آداب و رسوم آن جامعه است. در ميان آداب و سنن جاري در كشورها جشن داراي جايگاهي ويژه است، چه بررسي اين نوع از آداب و رسوم جزء آن كه ما را با فرهنگ جامعه آشنا مي‌سازد، راهي مناسب براي دست‌يابي به عقايد و آراء‌ مردم جامعه و تحليل روحيه آنهاست.به همین دلیل در اینجا مختصری در رابطه با جشنهای ایرانی نوشته ام.

  جشنهاي دوازده گانه ، آيين هاي نوروزي ، جشن سده ، مهرگان ، گاهنبارهاي (جشنهاي) ششگانه به يمن شش آفرينش بزرگ جهان ، جشن تولد خورشيد (يلدا) و هزاران مراسم ديگر، خود مويد پيوند عميق و ديرينه فرهنگ اين مرز و بوم با جشن و شادي است. جشن واژه اي است بسيار کهن و ايراني که نشان از سنتهاي ويژه ايراني دارد. ريشه اين واژه «يسن» اوستايي و «يزشن» پهلوي و به معني ستايش و پرستش است و به نوعی جشنها در نزد ایرانیان باستان مقدس بوده است.

 

جشن های ایرانی

 

  يکي از نشانه هاي ايران باستان ، وجود جشنهاي بسياري است که شمار آن در سال ، به بيش از ۲۰ جشن مي رسد و حتي به نقل از ابوريحان بيروني در کتاب آثار الباقيه «شمردن شمار جشنهاي ايراني همانند شمار کردن آبگذرهاي يک سيلاب غيرممکن است.» جشنهايي که شادي ، گرامي داشتن طبيعت ، شکرگزاري ، ملي بودن ، گستردگي و همبستگي از خصايص بارز آن است.آيين هاي کهن ايران ،با شادماني و سرور همراه بوده است،تا جايي که در کيش زرتشت ، گريستن بر مردگان ناشايست است.

  بررسی جشن‌های ایرانی و زمان برگزاری آنها نشاندهنده ویژگی‌هایی مشترك در میان همه آنهاست. نخست اینكه تقریباً همگی در پیوند با پدیده‌های طبیعی و كیهانی و اقلیمی هستند و به همین دلیل كوشش شده است تا زمان برگزاری آنها هر چه بیشتر با تقویم طبیعی منطبق باشد.دوم اینكه تقریباً هیچكدام برگرفته از دستورهای دینی نیستند. با اینكه همواره پیروان ادیان گوناگون تلاش كرده‌اند كه برخی از آنها را مراسم دینی خود معرفی كنند؛ اما نمی‌توان آنها را متعلق به هیچ دینی دانست.

  سومین ویژگی گردهمایی‌ها و مراسم ایرانی در این است كه با سرور و شادی همراه هستند و غم و اشك و گریه در آنها جایی ندارد.در باورهای کهن سامی و میاندورود پیش آریایی و نیز یونان عصر کلاسیک،اساطیر گاهی مظهر خشونت و آدم ربایی و خشکسالی و ترس هستند اما در فرهنگ ایرانی،پروردگار و ایزدگان ، همیشه و همواره مظهر نیکی و خیر خواهی برای مردمان و باشندگان روی زمین هستند و "سرای سپند" که جایگاه مینویان دانسته می شود، سرایی است که در آنجا تنها "نور و سرود" وجود دارد.از این رو است که مرگ در باورهای ایرانی کهن،نه تنها پدیده ای غمناک نیست که گاه موجب سرور و شادمانی هم شده است.در نگارکند های دخمه های هخامنشی اثری از ناله و موی کندن و روی چنگ انداختن گریبان دریدن و گریه و زاری دیده نمی شود و در سراسر شاهنامه هیچ آیین سالمرگی گزارش نشده است.اصولا اندوه ،گرسنگی ، تاریکی و ....  از خصوصیات اهریمن بوده است.

  چهارمین ویژگی جشن‌ها و مراسم ایرانی در احترام و پاسداشت همه مظاهر طبیعت است. در هیچكدام آیین‌های ایرانی اثری از خشونت و بدرفتاری نسبت به گیاهان و حیوانات دیده نمی‌شود. بلكه حتی با آیین‌هایی همراه است كه به انگیزه پاكیزگی و پاسداری از محیط زیست برگزار می‌شود. بگذریم از اینكه امروزه، روز سیزده‌بدر، براستی روز سوگ طبیعت و تخریب و تباهی و آلودگی آن شده است. بر این باورم كه برای ایزد بانوی زمین، روز سیزده‌بدر غم‌انگیز‌ترین روزهای سال است. 

  ویژگی پنجم، پیوند ناگسستنی جشن‌های ایرانی با آتش است. حتی اگر آن جشن پیوند چندانی با آتش نداشته باشد، اما عموماً اخگری كوچك به آن رسمیت و تقدسی بیشتر می‌بخشد.ششمین ویژگی عمومی جشن‌ها و مراسم ایرانی چنین است كه با زادروز یا سالمرگ كسی در پیوند نیست و آنگونه كه از متون كهن همچون شاهنامه بر می‌آید، برای ایرانیان زادروز كسی اهمیتی فراوان نداشته و به ندرت آنرا ثبت می‌كرده‌اند؛ چرا كه هر كسی در روزی زایش یافته و در روزی در می‌گذرد. آنچه برای ایرانیان با ارزش بوده و آنرا ثبت كرده و گاه جشن می‌گرفته‌اند، «انجام كاری بزرگ» بوده است كه نمونه‌های آنرا در شاهنامه فردوسی می‌بینیم.مانند هفت خان یا پیدایش آتش توسط جمشید شاه و ... می‌دانیم كه فردوسی نیز تنها به ثبت زمان پایان كار بزرگ خود كه همانا سرایش شاهنامه باشد، بسنده كرده و از یادآوری صریح زادروز خود خودداری كرده است.

  هفتمین ویژگی‌های عمومی در گستردگی مراسم است. ایرانیان جشن‌ها و آیین‌های میهنی خود را به گونه‌ای یكپارچه و با همبستگی و همزیستی شگفت‌انگیزی برگزار كرده و تفاوت‌های قومی و دینی و زبانی را عامل بازدارنده این یگانگی نمی‌دانسته‌اند. آیین‌های ایرانی متعلق به همه ایرانیان است و همه برای نگاهبانی از آن كوشیده‌اند. كسانی كه با تعصب‌های نابجای دینی یا قومی نقش خود در پاسداری فرهنگ ایران را بیشتر از دیگران می‌دانند، به این همبستگی باشكوه مردمان ایرانی آسیب می‌زنند.

|+| نوشته شده توسط رزگار در جمعه بیست و ششم مهر 1387  |
 جشن مهرگان

جشن مهرگان

  جشن مهرگان يكی از كهن‌ترين جشن‌ها و گردهمايی‌های ايرانيان و هندوان است كه در ستايش و نيايش مهر يا ميترا برگزار می‌شود.جشن مهرگان قدمتی به اندازه ايزد منسوب به خود دارد. تا آنجا كه منابع مكتوبِ موجود نشان می‌دهد، ديرينگیِ اين جشن دستكم تا دوران فريدون باز می‌گردد. شاهنامه فردوسی به صراحت به اين جشن كهن و پيدايش آن در عصر فريدون اشاره كرده است:

به روز خجسته سرِ مهر ماه         به سر بر نهاد آن كـياني كلاه
زمانه بی اندوه گشت از بدی             گرفتند هر کس ره بخردی
دل از داوري‌ها بپرداختند             به آیين يكي جشن نو ساختند
نشستند فرزانگان شادكام               گرفتند هر يك ز ياقوت جام
ميِ روشن و چهره ی شاه نو          جهان نو ز داد از سرِ ماه نو
بفرمود تا آتش افروختند                 همه عنبر و زعفران سوختند
پرستيدن مهرگان دين اوست       تن‌آساني و خوردن آيين اوست
اگر يادگارست ازو ماه و مهر        بكوش و به رنج
ايچ منماي چهر
 

 جشن مهرگان در آغاز مهرماه

  همانگونه كه در گزارش فردوسی ديده می‌شود، زمان برگزاری جشن مهرگان در آغاز ماه مهر و فصل پاييز بوده است و اين شيوه دستكم تا پايان دوره هخامنشي و احتمالاً تا اواخر دوره اشكانی نيز دوام داشته است. اما از این زمان و شاید در دوره ساسانی، جشن مهرگان به مهر روز از مهر ماه یا شانزدهم ماه مهر منتقل مي‌شود.منسوب دانستن جشن مهرگان به نخستین روز ماه مهر در آثار دیگر ادبیات فارسی نیز دیده شده است. برای نمونه ناصرخسرو هر دو جشن نوروز و مهرگان را به هنگام اعتدالین می‌داند.

  دليل برگزاری جشن مهرگان در آغاز مهرماه و اصولاً نامگذاری نخستين ماه فصل پاييز به نام مهر، در اين است كه در دوره‌‌هايی از دوران باستان و از جمله در عصر هخامنشی، آغاز پاييز، آغاز سال نو بوده است و از همين روی نخستين ماه سال را به نام مهر منسوب كرده‌اند.

مهرگان

  تثبيتِ آغاز سال نو در هنگام اعتدال پاييزی با نظام زندگیِ مبتنی بر كشاورزیِ ايرانيان بستگيِ كامل دارد. می‌دانيم كه سال زراعی از اول پاييز آغاز و در پايان تابستان ديگر خاتمه می‌پذيرد. قاعده‌ای كه هنوز هم در ميان كشاورزان متداول است و در بسیاری از نواحی ایران جشن‌های فراوان و گوناگونی به مناسبت فرارسیدن مهرگان و پایان فصل زراعی برگزار می‌شود. در این جشن‌ها گاه ترانه‌هایی نیز خوانده می‌شود که در آنها به مهر و مهرگان اشاره می‌رود. شايد بتوان شيوه سال تحصيلیِ امروزي را باقي‌مانده گاهشماری كهن ميترايی/ مهری دانست.

  امروزه نيز سنت كهن آغاز سال نو از ابتداي پاييز با نام «سالِ وَرز» در تقويم محلي كردان مُـكریِ مهاباد و طايفه‌های كردان شُكری باقی مانده است. همچنين در تقويم محلي پامير در تاجيكستان (به ويژه در دو ناحيه «وَنج» و «خوف») از نخستين روز پاييز با نام «نوروز پاييزي/ نوروز تيرَماه» ياد مي‌كنند. در ادبيات فارسي (از جمله شاهنامه فردوسي) و امروزه در ميان مردمان آسيای ميانه و شمال افغانستان، فصل پاييز را «تيرَماه» می‌نامند.

  گاهشماری هخامنشی نيز مبتنی بر آغاز سال از ابتدای پاييز بوده است، همانگونه که در کتاب «رصدخانه نقش‌رستم» (چاپ سال 1378؛ و چاپ دوم آن در كتاب: بناهای تقويمی و نجومی ايران، 1383، از همين نگارنده) گفته شد؛ سازوكار ويژه‌ای براي تشخيص هفته به هفته و سپس روز به روزِ آغاز سال نو هخامنشي در تقويم آفتابی نقش‌رستم (کعبه زرتشت) طراحی و تعبيه شده است.

زمان جشن مهرگان

 همانگونه که گفته شد، زمان برگزاری جشن مهرگان در دوره هخامنشی و به احتمالی قدیم‌تر از آن، در نخستین روز ماه مهر بوده و اکنون حدود دو هزار سال است که این جشن به شانزدهمین روز این ماه یا مهرروز از مهرماه در گاهشماری ایرانی منسوب است. اما این زمان در میان اقوام گوناگونی که از تقویم‌های محلی نیز بهره می‌برند، متفاوت است. برای نمونه زمان این جشن در گاهشماری طبری/ تبری و نیز در گاهشماری سنتی یزدگردی زرتشتیان، فعلاً برابر با حدود نیمه بهمن‌ماه، و در گاهشماری دیلمی برابر با سی‌ام بهمن‌ماه است. همه این شیوه‌ها برگرفته از گاهشماری‌های کهن و گوناگون ایرانی است که پاسداشت آنها در کنار گاهشماری ملی ایرانی، لازم و شایسته است.

  اما برخی ديگر از زرتشتیان، با شیوه‌ای نوساخته به نام «سالنمای دینی زرتشتیان» که در سالیان اخیر و با دخل و تصرف در گاهشماری ایرانی ساخته شده، اين هنگام را معين می‌كنند كه مصادف با دهم مهرماه (آبان روز) از گاهشماری ایرانی می‌شود. چنین شیوه‌هایی که امروزه رایج شده است و بعضی کسان بخود اجازه می‌دهند تا به میل شخصی خود، یک تقویم خیالی یا مبدأ سالشماری بسازند و نام‌های میهنی و مجعول را بر آن بگذارند، آشکارا دستکاری و تحریف و تباهی در نظام دقیق و قاعده‌مند گاهشماری ایرانی و آشوب در تاریخ و فرهنگ ملی دانسته می‌شود.

  در متون ايراني از مهرگان ديگری به نام مهرگان بزرگ در بيست و يكمين روز مهرماه نام برده شده است كه احتمالاً تاثير تقويم خوارزمی باستان بوده است. از آنجا كه در تقويم خوارزمی، آغاز سال نو از ششم فروردين‌ماه محاسبه می‌شده است؛ زمان برگزاری همه مراسم سال، پنج روز ديرتر بوده و در نتيجه جشن مهرگان بجاي شانزدهم مهر در بيست و يكم مهر (رام روز) برگزار می‌شده است.

|+| نوشته شده توسط رزگار در دوشنبه یکم مهر 1387  |
 
 
بالا