جشن آذرگان
ای خرامنده سرو تابان ماه روز آذر مى چو آذر خواه
«نماز به تو ای آتش، ای بزرگ ترین آفریده ی اهورامزدا و سزاوار ستایش»
یسنا 62، بند 9
واژه « آتش» در اوستا به صورت « اتر» ، و در زبان پهلوی به صورت « آتور» و « آتر» و « آتش»، و در زبان پارسی به صورت « آذر» و « آدر» ، و در گویش های گوناگون آن به صورت های « آتیش» ، « آدیش» ، «تش» و در زبان کردی به شکل آگر و شکل های کم و بیش نزدیک به این صورت ها آمده و ثبت و ضبط شده است.ریشه این کلمه در زبان سانسکریت "آدری" بوده است و مفهوم آن زبانه و شعله آتش است و به عنوان صفت "ایزد آتش" که "آگنی" نامیده می شود نیز به کار رفته است. روز نهم هر ماه آذر یا اَتر (Aatar) نام دارد؛ آذر ایزد ویژه همه آتش هاست و از احترام ویژه ای نسبت به سایر آخشیج ها (عناصر) برخوردار می باشد و «جشن آذرگان» جشنی دیگر از جشن های آتش است در گرامیداشت این آخشیج و ایزد منسوب به آن.
ايرانيان جشنهاي متعددي در گراميداشت آتش داشتهاند كه مهمترين و باشكوهترين آنها جشن سده است. «آذرگان» دومين جشني است كه در روايات ذكر ميشود و طبق روايت «ابوريحان بيروني» در اواخر زمستان برگزار ميشده است. آذر جشن اولي مصادف با چهارم شهريور به نام شهريورگان بوده است. ظاهرا از زمان روايت بيروني تا امروز يك جابهجايي تقويمي رخ داده است. چون امروزه آذرگان در فصل پاييز و تقريبا اوايل فصل سرما واقع شده است.
در صفحه ۲۵۶ ترجمه ی آثارالباقيه از ابوريحان بیرونی درباره ی این جشن آمده است :
«... روز نهم آذر عيدی است که به مناسبت توافق دو نام آذرجشن می گويند و در اين روز به افروختن آتش نيازمند می باشند و اين روز جشن آتش است و بنام فرشته ای که به همه ی آتش ها موکل است ناميده شده، زرتشت امر کرده در اين روز آتشکده ها را زيارت کنند و در کارهای جهان مشورت نمايند...».در «فرهنگ جهانگیری»، «برهان قاطع»، «مروج الذهب مسعودی» و «المدخل فی صناعة احکام النجوم» از کیا کوشیار ابن لبان، این جشن را «آذرخش» نوشته اند. در جشن های آتش مردم روی بام خانه ها آتش افروخته و آن روز را با شادی و شادمانی و پایکوبی و نیایش و فرآوری خوراک های ویژه و «آفرینگان خوانی» جشن می گیرند.ايرانيان رويهمرفته به پنج گونه آتش باور داشتند ؛ در يسنا ۱۷ از پنج گونه آتش نام برده مي شود و به هر يك جداگانه درود فرستاده شده است و ترتيب آنها چنين است :
Berezisavangha .۱ آذر برزي سونگهه
Vohu Fryana .۲
آذر وهوفريانUrvazishta .۳
آذر اوروازيشتVazishta .۴
آذر وازيشتSpenishta .۵
آذر سپنيشتدر گزارش
(تفسير) پهلوي سرشت يا ويژگي هر يك از اين آتشهاي پنج گانه بترتيب زيرآمده است :نخست آتش برزي سونگهه ؛ و آن آتش بسيار سودمندي است كه سر چشمه آن در آسمان دانسته شده و آتش آتشكده ها پرتويي از فروغ آن به شمار مي آيد .دوم آذر وهوفريان ؛ و آن آتش سرشتي يا غريزي است كه در كالبد آدمي و جانور فروزان است ؛ همه ي جنبش و جهش زندگي مردمان و جانوران بر خاسته از اين آتش است .سوم آذر اوروازيشت ؛ و آن آتش سزاوار ستايشي است كه در گياهان و چوبها و رستنيها است ؛ رويش و بالش همه ي گياهان و درختان و رستنيها از اوست . چهارم آذر وازيشت ؛ آتش آسماني است همان آذرخش جهنده اي كه از گرز ايزد تشتر ؛ ايزد باران شراره كشيده و ديو خشكي را هلاك نمود . پنجم آذر سپنيشت ؛ و آن آتشي است بسيار سزاوار ستايش كه در سراي درخشان مينو ؛ و در پيشگاه مزدا اهورا جاودانه مي سوزد . در اينجا ؛ يعني در گزارش پهلوي ؛ نخستين آتش و پنجمين آتش كما بيش همانند يكديگرند ؛ اما در فرگرد هفدهم از كتاب بندهش كه بگونه ي ويژه از آتش سخن به ميان آمده است ؛ آتش ( برزي سونگهه ) آتشي است كه در سراي درخشان مينو درپيشگاه اهوره مزدا فروزان است و (آذر سپنيشت ) آتشي است كه در روي زمين بكارمي برند وآتش آتشگاهها از اين آتش دانسته شده است .ايزد آتش در اشاعه دين زرتشت نيز نقش مهمي داشته است. در اساطير ايران، خداوند در شش نوبت پيش نمونههاي شش پديده اصلي آفرينش را ميآفريند كه عبارتند از: آسمان، آب، زمين، گياه، جانور و انسان. اما اين اعتقاد نيز وجود داشته كه آفريده هفتمي هم هست و آن «آتش» است. هر چند وجود آتش پيدا و محسوس است، اما چون «در همه چيز پراكنده است» (گزيدههاي زادسپرم)، بنابراين در شش آفرينش ديگر نيز ساري و جاري است. نه تنها تخم و بذر همه جانداران (گياهان و حيوانات) از آتش اشتقاق يافته، بلكه آتش در رگ و ريشه زمين نيز وجود دارد. اگر ريشه گياهان در زمستان از سرما خشك نميشود و آب چشمهها در زمستان گرم است به اين سبب است. آتش در آسمان نيز هست. زيرا برقي كه ميزند، آتش است. خود خورشيد طبيعتي آتشين دارد كه ميتواند گرما و نور بدهد. اين آتش فروزان از روشنايي بيكرانه كه جايگاه اهورامزداست و در بالا لبه آسمان قرار دارد، ميآيد (بند هشن).در دعاي «آتش نيايش»، آتش را باشنده خانه مردمان (نمانا ناهو مَشيا كَنام) ميدانند. به آن آتش بايستي «هيزمي كه هست خشك و در روشنايي نگريسته شده» و بوي شايسته (بويده) و خوراك شايسته (فِتوَه) رساند.
در آتشکده اتاقي كه آتش مقدس در آن ميسوزد، چهارگوش است و به سه طرف (غرب، شمال و شرق) پنجره دارد تا غيرروحانيان بتوانند آيين نيايش را دنبال كنند و پرستش خودشان را به جا آورند. مردم از ورودي غربي وارد ميشوند.در وسط آتشكده، روي يك ميز سنگي، ظرفي فلزي وجود دارد كه آتش در آن نگهداري ميشود (آتشگاه) و همچون شاهي مورد احترام قرار ميگيرد.همچون ساير عناصر آفريده خداوند (آب و باد و خاك)، آتش نيز بايد به دور از ناپاكيها باشد. از اين رو، زرتشتيان هيچ گاه آتش را به كثافات نميآلايند. جسد و لاشه را در آتش نميسوزانند و حتي مراقبند كه بخار دهان و نفس به آتش نرسد. به همين جهت سيگار و قليان كشيدن نزد زرتشتيان نارواست.از اين گذشته، در نمازهاي پنجگانه كه زرتشتيان هر روزه به جا ميآورند، قبله آنان روشنايي و نور است به هر شكلي كه تجلي نمايد.
احترام گذاشتن به آتش و رو به سوي نور نماز خواندن باعث شده عدهاي كه از فلسفه اين دين اطلاع نداشتند، زرتشتيان را «آتش پرست» بخوانند. خود كلمه «آتش پرست» يعني «كسي كه از آتش پرستاري و نگهداري ميكند» و اصلا در مفهوم جايگزين كردن آتش با خداي يكتا نيست، اما به غلط چنين مفهومي از آن استنباط شده است. حال آن كه ميدانيم خداي يگانه نزد زرتشتيان با نام «اهورامزدا» خوانده ميشود و آنان تجلي خداوند را در نور ميدانند. زرتشت نيز در يسنا، كرده ۳۲، بند ۲ ميگويد: «به آنان اهورامزدا، پروردگاري كه با پاكمنشي پيوسته و با نور يكسان است، با خشترا (شهرياري) پاسخ دهد».
دانشمند آلمانی «شفتلویتز»(Sheftelwitz) در کتاب خود «آیین قدیم ایران و یهودیت» نوشتار بسیار مفیدی در این باره دارد و نشان می دهد که چگونه همه ی ملل جهان از هر نژاد آتش را می ستایند و از متمدن ترین کشورها در اروپا تا وحشی ترین قبایل آفریقایی در ستودن این عنصر درخشان با یکدیگر شریک هستند. در «وستالیس»(Westalis) در رم قدیم دختری پاکدامن و دانا از خاندانی شریف به نگهبانی و زنده نگه داشتن آتش مقدس در معبد «وستا»(Westa) موظف بوده است و در مدت خدمتش که 30 سال بوده، می بایست با کمال پاکی و پرهیزگاری و تقدس به سر برده و نگذارد آتش مقدسی که پشتیبان دولت رم تصور می شد خاموش گردد.