اورامان تخت و پیر شالیار

 اورامان تخت و پیر شالیار

 اورامان تخت روستایی از توابع بخش اورامان شهرستان سروآباد از استان کردستان است که در ۲۰۰ کیلومتری شمال غربی کرمانشاه ، ۶۵ کیلومتری جنوب شرقی شهرستان مریوان و ۱۷۰ کیلومتری سنندج واقع شده است. این روستای زیبا در ارتفاع ۱۴۸۰ متری از سطح دریاهای آزاد قرار گرفته است و اقلیمی معتدل و کوهستانی دارد. آب و هوای آن در فصل بهار و تابستان بسیار مطبوع و دلپذیر است و زمستان آن سرد و طولانی می باشد. روستای اورامان از جنوب غربی به ارتفاعات اورامان تخت و از شرق به ارتفاعات کوسالان محدود می شود. اورامان سرزمینی وسیع و کوهستانی می باشد که سراسر غرب استان کرمانشاه و جنوب کردستان را دربرگرفته است و روستای اورامان بخشی از این سرزمین وسیع به شمار می آید.

اورامان تخت

  اورامان به زبان کردی «هورامان» تلفظ می شود. این روستا قدمتی دیرینه در تاریخ دارد و وجود آثار و بقایای آتشکده های فراوان در اطراف آن نشانگر این موضوع است که مردم این نواحی پیش از گرویدن به اسلام زرتشتی بوده اند. این سرزمین در گذشته قلمرو فرمانروایان و سلاطین محلی بوده که با اقتدار بر آن حکمفرمایی می کردند به همین دلیل این روستا را «تخت» یعنی پایتخت یا مرکز سلطنت نامیده اند.

  مقبره پیر شالیار(شهریار) که یکی از عرفای این سرزمین است در این روستا قرار دارد. در روایات است که گویند پیر شالیار یکی از روحانیون بزرگ زرتشتی بوده است که گویا بعدها به دین اسلام گرویده، هر ساله در نیمه بهمن مراسمی به نام «پیر شالیار» در جوار مقبره وی برگزار می کند که همراه با مراسمی خاص می باشد. مردم روستای اورامان تخت به زبان کردی و با لهجه اورامی سخن می گویند. آنان مسلمان هستند و بر مذهب اهل تسنن پایبندند. روستای اورامان در سال ۱۳۷۵ در حدود ۲۱۳۳ نفر جمعیت داشته است. جمعیت این روستا در سال ۱۳۸۵ به نفر ۲۸۰۰ افزایش یافته است و می توان گفت شرایط نسبتا مساعد این روستا مانع از مهاجرت اهالی آن به شهرهای اطراف شده است.

مقبره پیر شالیار

  باغداری، دامداری و کشاورزی عمده فعالیت های اقتصادی این روستا هستند. گندم، جو و عدس مهمترین محصولات زراعی این روستا به شمار می آیند. انگور ، بادام ، انجیر کوهی ، گلابی و انار در زمره مهمترین محصولات سردرختی و باغی روستای اورامان تخت می باشند....

ادامه نوشته

دهکده کندوان

  دهكده‌ باصفاي‌ كندوان‌ در فاصله‌ 22 كيلومتري‌ شهرك‌ اسكو و 62 كيلومتري‌ شهرستان‌ تبريز درميان‌ دره‌اي‌ سرسبز و در حاشيه‌ رودخانه‌ پرآب‌ كندوان‌ واقع‌ شده‌ است‌.كوهستان‌ سهند نيز در شرق‌ اين‌ روستا قرار دارد. جمعيت‌ روستاي‌ كوهستاني‌ و ييلاقي‌كندوان‌ 245 خانوار و حدود 1200 نفر جمعيت‌ است‌ كه‌ تقريبا 200خانوار از ساكنان‌ آن‌ در درون‌ توده‌هاي‌ مخروطي‌ و هرمي‌ شكل‌ صخره‌اي‌ جاي‌ گرفته‌اند.آنان‌  در دل‌ اين‌صخره‌هاي‌ كوهستاني‌ براي‌ خود خانه‌ مسكوني‌، انبار، طويله‌ و آغل‌ ايجاد كرده‌ و اين‌روستا را به‌ يكي‌ از مناطق‌ منحصر به‌ فرد و ديدني‌ در تمام‌ ايران‌ و حتي‌ جهان‌ تبديل‌ كرده‌اند.

  کندوان یکی از سه روستای صخره‌ای جهان است که این موجب جذابیت بی‌نظیر آن شده است. معماری روستای کندوان و جاری بودن زندگی مردم در قالب بافت قدیمی آن یک استثنا در دنیا به حساب می‌آید. چرا که دیگر در ترکیه و آمریکا کسی در کاپادوکیه و داکوتا زندگی نمی‌کند. کندوان روستایی است بنا شده در صخره و تنها سازه این دهکده را سنگ‌ها تشکیل می‌دهند. خانه‌ها هرمی شکل هستند و برای دام‌ها نیز حفره‌هایی در سنگ‌ها بنا شده است.

کندوان

  سبك‌ خانه‌ هاي‌ روستاي‌ كندوان‌ از نوع‌ معماري‌ صخره‌اي‌ است‌ و به‌ قرن‌ هفتم‌ هجري‌ و حتي‌ به‌ دوره‌هاي‌ كهن‌ قبل‌ از اسلام‌ نسبت‌ داده‌ شده‌ است‌. جنس‌ طبقات‌ ضخيم‌توده‌ هاي‌ مخروطي‌ و هرمي‌ شكل‌ اين‌ روستا كه‌ تبديل‌ به‌ خانه‌ هاي‌ مسكوني‌ اهالي‌ شده‌است‌، از نوع‌ گدازه‌ هاي‌ آتشفشاني‌ حاصله‌ از كوه‌ سهند و گل‌ و لاي‌ ناشي‌ از بارانهاي‌ سيل‌آساي‌ دوران‌ باستان‌ است‌ كه‌ بتدريج‌ بسيار سخت‌ و محكم‌ شده‌ و بصورت‌ فعلي‌ درآمده‌ است‌. ارتفاع‌ اين‌ تپه‌هاي‌ مخروطي‌ و هرمي‌ شكل‌ بيش‌ از 60 متر مي‌باشد و رودخانه‌ كندوان‌ نيز موجب‌ افزايش‌ سطح‌ ارتفاع‌ آن‌ شده‌ است‌.

  جداي‌ از منازل‌ مسكوني‌ روستائي‌ ، دو مسجد با دو ستون‌ سنگي‌ و بيش‌ از صدآغل‌ و انبار در درون‌ اين‌ مخروطها كنده‌ شده‌ است‌. در درون‌ هريك‌ از مخروطها نيز دو تاچهار طبقه‌ مسكوني‌ ساخته‌ شده‌ و كوچه‌ هاي‌ دهكده‌ كندوان‌ در حقيقت‌ همان‌ شيارهاي‌ناشي‌ از جريان‌ تخريبي‌ آبها است‌. علاوه‌ بر منازل‌  درون‌ مخروطهاي‌ صخره‌اي‌، آب‌ معدني‌ گوارايي‌ كه‌ در اين‌ دهكده‌ وجود دارد و به‌ گفته‌ اهالي‌ كندوان‌ براي‌ امراض‌ كليوي‌مفيد است‌، نيز به‌ شهرت‌ روستاي‌ كندوان‌ افزوده‌ است‌.

ادامه نوشته

راهنمای جشن های خرداد ماه

خـرداد ماه

سالنامه

یکم خرداد/ اورمزد روز   جشن «ارغاسوان/ اریجاسوان»، نام یکی از جشن‌های خوارزمی است که بیرونی نام شماری از آنها را همراه با جشن‌های سغدی در «آثارالباقیه» (فصل‌های دهم تا دوازدهم) آورده است. بی‌گمان هیچیک از هـر دو تلفظ‌ یاد شده در نسخه‌های خطی آثارالباقیه درست نیستند و در مرور زمـان به دلیل نبود آشنایی کاتبان با نام‌های کهن، شکل صحیح خود را از دست داده‌اند. امروزه حتی تلفظ صحیح این نام‌ها نیز معمولاً امکان‌پذیر نیست، اما بیرونی معنای آنرا «نزدیک شدنِ گرما» می‌داند. به روایت آثارالباقیه این جشن در نخستین روز ماه «هروداد» که شکل خوارزمی «خرداد» است، همزمان با کاشت کنجد برگزار می‌شده است. او این جشن را به دورانی کهن منسوب می‌دارد.

امروزه همچنان کاشت کنجد، پنبه،کرچک و دیگر دانه‌های روغنی در استان‌های مرکزی ایـران و گاه همراه با مراسمی در «شصت بهار» انجام می‌شود.

ششم خرداد/ خردادروز   جشن «خردادگان»، جشنی در ستایش و گرامیداشت «خرداد» (در اوستایی «هَـئورْوَتات»، در پهلوی «خُـردات») به معنای رسایی و کمال و بعدها نام یک از اَمْشاسْپَندان.

بیست‌ونهم خرداد/ مانتره سپند روز   برابر با بیست‌وششم نَـوروز‌ماه طبری/ تبری و پنج روز مانده به سال نو طبری. این جشن را مردمان سوادکوهِ مازندران «عیدماه» می‌نامند و با آتش‌افروزی بر بلندی‌ها به شادی و بازی‌های گروهی می‌پردازند و گاه می‌کوشند تا جشن عروسی خود را در این هنگام برگزار کنند.

سی و یکم خرداد/ روز زیادی   روز پایان سال در تقویم گاهَنباری و آخرین روز فصل بهار. در پایان این روز و آغاز تابستان خورشید به بالاترین جایگاه خود می‌رسد که نام «خرداد» به معنای رسایی و کمال به همین مناسبت به این ماه داده شده است.

به دلیل اینکه این زمان مصادف با جشن‌های آغاز سال نو در تقویم گاهنباری بوده است، همانند پایان دیگر فصل‌ها دارای جشن ویژه پایان فصل نمی‌باشد.بازمانده‌هایی از جشن‌های آغاز سال نو و آغاز تابستان هنوز در برخی آیین‌های ایرانی باقی مانده است (← جشن آغاز تابستان).